أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
541
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
( 1154 ) 72 / 13 « نفع » . در دستنوشت : « نقع » . ( 1155 ) 72 / 14 « منفك » در دستنوشت : « منفكّ » . ( 1156 ) 72 / 16 « حلّهء » . در عكس ما ، بر فراز و فرود حرف يكم و نيز زير حرف دوم ، سياهى ديده مىشود كه معلوم نيست لكه است يا حركت و نشان . نشان زبر حرف يكم به « پيش » و نشان زير حرف دوم به « زير » مىماند . « حلّه » : در تاج الأسامى آمده : « الحلّة : آنجا كه مردمان فرود آيند و گروهى كه به جائى فرود آمده باشند . » ( ص 144 ) . فيروزآبادي گويد : « حلّة الشّيء و يكسر جهته و قصده ، و بالكسر القوم النّزول و هيئة الحلول و جماعة بيوت النّاس أو مائة بيت و المجلس و المجتمع » ( القاموس المحيط ، ج 3 ، ص 527 ) . شادروان استاد معين دو معنا براى « حلّه » ( - hella ( e ياد كرده است : 1 ) محلّه ، كوى . 2 ) محلّ اجتماع ، مجلس . ( فرهنگ فارسى ) . ( 1157 ) 72 / 18 « ملجأ » . در دستنوشت « ء » - موافق با عادت كتابتى نسخه - مكتوب نبود . « ملجأ » : يعنى مجبور و ناگزير . ( نگر : فرهنگ فارسى ، دكتر معين ؛ و : لغتنامهء دهخدا ) . « هم به خدمت و مراعات تو ملجأ تواند بود ، و هم به حكم و فرمان تو ملجم » ( مرزباننامه ، به تصحيح محمّد روشن ، ج 1 ، ص 282 ) ( 1158 ) 72 / 21 « و هر كس كى دعوى كنذ » . آغاز عبارت در دستنوشت اندككى آسيب ديده و با عكسى كه در دست ماست ، از وجود « واو » در آغاز ، بىگمان نتوان بود . ( 1159 ) 73 / 1 « الزام مىكنى » . فعل دوم شخص آورده ، پندارى كه اشكال كننده پيش روى اوست - قدّس سرّه - و روياروى با وى احتجاج مىكند . ( 1160 ) 73 / 2 « واليى و قاضيى » . در دستنوشت « والى و قاضى » نوشته شده و بر فراز جاى آغاز « ى » در هر دو كلمه « ء » نهاده آمده . اين ريخت كتابتى ما را به ريخت مضبوط در متن رهنمون شد كه قرائتش براى فرزندان روزگار آسانتر و كتابتش با موازين معروف اين عصر سازگارتر است . ( 1161 ) 73 / 3 « مستقيم » . « مستقيم » : مقيم ، جايگير ، جاى گرفته . در ترجمهء تاريخ يمينى ( نسخهء خطّى ) آمده : « وزير ابو المظفر برغشى بر قاعدهء خويش در مسند وزارت مقيم و مستقيم بود . » ( شاهد ، به نقل از : لغتنامهء دهخدا ) .